این همه نیش و نمک کز سخنم می ریزد ................ مزد زجری است کزآن نان و کبابم دادند
دیگه چیزی نمونده... بر می گردم... اخبار خراب ! آیا می دانید ؟؟ خبرگزاری جکسونا :خط لوله گاز ایران- جهنم توسط رئیس جمهور عزیز و سیاستمدار کشور پر افتخارمان ایران کشیده می شود . طی این قرار داد که جناب دکتر احمدی نژاد با سرزمین جهنم بست قرار شد ایران تمام گاز جهنم جهت آتش سوزی را فراهم کند و در عوض نگهبانان جهنم مدام بر سر مردم ایران بلا بدبختی و آتش بریزند. پیش بینی می شود که این قرار داد تا زمانی که کشورمان در تحریم قرار گرفته باشد، منفصل نمی شود! آیا می دانید ؟؟ پس از اینکه پلیس همیار کودک نقش خود را بهتر از ماموران پلیس همکار بزرگ در جهت کاهش مرگ و میر ناشی از تصادفات ایفا کرد. سردار رویانیان ضمن تشکر از همیاری این پلیس های کوچولو خواستار کمک پلیس همخوار خوردسال نیز شد، لازم به ذکر است که پلیس همخوار خوردسال از زمان شیر خوارگی تا سه سالگی وظیفه هدایت و امر و نهی رانندگان را در جاده ها خواهد داشت ... آیا می دانید ؟؟ بنا بر تحقیقات سازمان مراقبت از زندانیان ویژه مشخص شد که شهرام جزایری در تمام مدت غیبت خود که به غیبت صغری معروف است، در دستشویی گیر افتاده بوده و تمامی روایات مبنی بر فرار شهرام جزایری و رفتن به خارج از مرز و همکاری کشور خارجه با رئیس اطلاعات کشور جهت دستگیری این سارق حرفه ای کشک بوده است ... طی این گزارش مشخص شد، که هنگام دستشویی بازی شهرام با ماموران نیروی انتظامی ناگهان در دستشویی قفل شده و مامورین و جزایری برای عدم ریختن آبرو مجبور شدند تا دروغ بزرگ فرار شهرام جزایری را اعلام کنند. بنابر گفته یکی از حضار شاهد ماجرا تمام حادثه گیر افتادن شهرام جزایری در دستشویی یک نقشه از پیش تعیین شده بوده ... در آخر از تمامی خوانندگان و بازدیدکنندگان وبلاگ خواهش می کنم حتما در زندان سیاسی به ملاقات جکسون بیایید... عاشقی، من، دانشگاه! من جوانی دانش دوست / روز ها بر سر استاد و کلاس /سالیان در پی مدرک هستم/پس کجاست آن تکه کاغذ / که در آن قاب کنم ؟ / بگذارم لب کوزه و از آن آب خورم ؟... من جوانی قلب دوست / عشقکی دارم / بهتر از گوجه فرنگی / بهتر از نفت / بهتر از حق مسلم / بهتر از من / شب و روزم شده یادش / آن ترانه ی نگاهش / انعکاسی که در این قلبم کرد / چه کسی می فهمد / من چه حسی دارم / من نمی گویم / پول خوش بختیست/ علم سر کاریست /و خدا بينا نيست / ولی اینطور که من می فهمم / هیچ وقت نتوانم بخرم / آشیانه ای به اندازه کفتر / و نتوانم بکنم کاری / بیشتر از خوردن شبدر / چند وقتی در فکرم / که برم وام بگیرم / و بیارم عشقکم خانه بخت / ولی این وام که پف مثقالیست ... چند ماهی می گذرد / سر استاد و کلاس / همه اش ترس و هراس / عشقکم را می برند خانه بخت /چه خیالاتی که در این ذهنم بود / خانه ای خواهم ساخت / می روم آن ور آب / دور خواهم شد از این کشور چیز / و همه خواب و خیال بود که رفت / چاره ای باید جست / خودکشی آزدایست / و جهنم بهتر از / حس حقارت بین خلق ! / و جهنم زیباست / شاید آن آتش سوزناک / بکند قلبم گرم ... آسمان تاریک است / و همه اهل زمین در خوابند / آخرین قدوم عمرم / روی این بام بلند / می روم به سوی مرگ / اینجا آخر خط است / هر چه می خواهد دل تنگم بگم ؟ / من جوانی دانشجو / قصد دارم بروم آن دنیا / 13 طبقه سقوط آزاد کنم / چه كسي مي گويد / 13 شوم است و 7 زيباست؟ / مگه این نمره ي صفر چه كم از نمره هجده دارد؟ / سیزده آخر دنیا / سیزده عدد آزادیست ... نیم نگاهم به زمین / آن همه دانه پلیس / آن طرف تر عده ای آنش نشان / عده ای نیز اورژانس / مردمی هم هستند / چون مور و ملخ / دوربین ها همه زوم / خودکشی هم شده پولی ؟! / یه روانکاو آنجاست / حرف هایش تکراریست / من به او محل ندادم خود رفت / نفر بعدی کیست ؟ / چه کسی می خواهد / که مرا منع کند ؟ / آن رئیس دانشگاه ؟ / آن وزیر خودپول؟ / یا آن عشقک بی رحم / لحظه ای گوش کنید بر سخنم / من جوانی دانشجو / من جوانی عاشق / من جوانی بی پول / و خداحافظ ای مهتاب شب!


نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت
9:36 بعد از ظهر توسط سعید Jackson| |
نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت
5:3 بعد از ظهر توسط سعید Jackson| |
نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت
10:25 قبل از ظهر توسط سعید Jackson| |


